رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

عکسهایی با عناوین مختلف

اینم چندتا عکس که همه هم با تاخیره این عکس رو با کلاه مهدی (پسر عموی من ) که الان سربازه انداخته البته دیگه 31 تیرماه به امید خدا تموم میشه سربازیش. اینم مدل تی وی دیدن آقا پسر... این عکس رو هم تو قم ازش انداختیم.کلی با مقنعه کیف کرد.(فضا روحانی بود جوگیر شدیم سر پسرمون مقنعه کردیم) رادین داشت با تفنگش بازی میکرد...... یهو ذوق زده شد پرتش کرد هوا و تفنگه افتاد رو سنگ و اینطوری شد..... کلا که خیلی خیلی شیطون شده.اما بازم ما عاشقتیم     ...
29 تير 1392

نی نی پارتی خونه خاله مریمی مامان هانا جوون

با کلی تاخیر بالاخره آپ کردم.ببخشید مامانی تو این چند روز مشغول کارای عقب افتاده بودم که بالاخره طلسمشوون شکست و انجام شد البته هنوز کلی دیگه مونده 5شنبه 23 خرداد خونه خاله مریمی مامان هانا جوون دعوت شدیم . صبح که با باباجون رفتیم بیرون و ظهر هم اومدیم و با کلی بدوبدو حاضر شدیم و رفتیم دنبال خاله حدیث و خاله سیما.البته شما کل مسیر رو خواب بودی و وقتی رسیدیم تازه بیدار شدی و دیگه یه کم بدخواب شده بودی و چسبیدی به من. خلاصه بعدش بقیه خاله های نی نی سایتی هم اومدن و شما هم یواش یواش خوابت پرید و مشغول بازی شدی. به من که خیلی خوش گذشت .کلی هم دلم برای دوستام تنگ شده بود. مریمی جوون ممنونم اینم چندتا عکس از اون روز وای که چقدر ای...
6 تير 1392

رادین در نشتارود

ما نهم خرداد یعنی درست روز 19 ماهگی شما راهی سفر به نشتارود شدیم.اینم چند تا عکس : اینجا تو راه یه کم وایستادیم تا هم تو یه راهی بری و کلافه نشی هم برای اولین بار بلال خوردی.خیلی هم دوست داشتی .همش یاد آوای خاله صفورا میوفتادم که چقدر بلال دوست داره جاش خالی بود. فرداش هم با بابا حمیدرضا رفتیم یه استخر بادی بزرگ برات خریدیم که تو حیاط راحت آب بازی کنی اون قبلیه دیگه خیلی کوچیک شده بود.خلاصه خریدیم و اومدیم با تلنبه دوچرخه بادش کنیم اما دیدیم با این وضعیت تا آخر تعطیلات باید فقط تلنبه به دست باشیم شاید نیمی از استخر باد شه خلاصه باباحمیدرضای بیچاره سر ظهری تو اون گرما رفت پنچرگیری پیدا کنه و استخرت رو باد کنه .خلاصه برگشت و ...
20 خرداد 1392

عشق مامان

این عکس رو یادم رفته بود بذارم.رادین و اولین هدیه ای که از طرف رادین به بابا حمیدرضا به مناسبت روز پدر داده شد. میگم رادین بخند ازت عکس بگیرم اینجوریه..... یه خنده الکی میکنه و بدو میاد که دوربین رو ازت بگیره بعد از 10 تا عکس که خراب میشه میگم قشنگ بشین یه عکس بگیرم بریم پیش بابا ...بعد اینطوری میشینه.....یعنی یه عکس درست نمی تونم ازش بگیرم ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اینم عکس شیرین کاری رادین...فقط کار زیاد می کنه ..حالا اینجا که خراب کاری کرده ژست خنده به خودش میگیره که چیزی بهش نگی. ...
19 خرداد 1392

نشتارود

اینم چندتا از عکسای رادین در سفر به نشتارود رادین در حال باغبونی رادین و سه چرخه اش که بهش میگه بیم بیم سبدش رو هم پر از گل کرده اینجا هم ژست خنده گرفته نمایی از بازی در چمنهای بیچاره گلها رو پرپر کرده شلوارشو زده بالا داره جارو میکنه اینم یه بیم بیم دیگه که با بابا میره عاشق آب انار شیرینه .سوراخ بینی اش رو هم عمیقا باز کرده اینجا هم رفتیم کنار دریا که چون آفتاب زیاد بود بلوز آستین بلند تنش کردیم که پوستش نسوزه. شن بازی یهو محبتش به من گل کرد و همه شنها رو ریخت رو سر و کله ام یعنی یه دقیقه ثابت نمی مونه ازش عکس بگیریم سفر خوبی بود. ...
3 خرداد 1392

اولین جلسه از کارگاه مادر و کودک بادبادک

امروز ( 24 اردیبهشت ) اولین جلسه کارگاه مادر و کودک بود.البته از اسفند ثبت نام کرده بودمت اما خوب یه کم دیر شروع شد. ساعت 3 رسیدیم البته شما تو راه خوابت برده بود و وقتی از صندلیت آوردمت بیرون بیدار شدی اما خیلی هم کسل بودی . اولش که من میخواستم کاور کفش بپوشم یهو زدی گریه اونم چه گریه ای نمی دونم غریبی کردی یا بد خواب شده بودی!؟  خلاصه با کلی زحمت آرومت کردم و رفتیم تو اتاق و دیدیم که چند تا مامان و بچه هاشوون اومده بودن خلاصه ما هم نشستیم و تو هم همچنان با اخمهای آویزون به همه نگاه میکردی دریغ از یه لبخند ....حتی نذاشتی لباست رو عوض کنم بالاخره نازنین جوون _ مربی این دوره کلاس _ اومدن و اول گفتن مامانا و بچه ها بزنن رو میز...
24 ارديبهشت 1392

دایره لغات 1

دایره لغات رادین: مامان ، بابا اییی = علی نانا = نازی(خاله نازی) اللا= الهه بییم = بریم دوب = توپ ( عاشق توپ و توپ بازیه) بییم بیم = دوچرخه بیب بیب = ماشین مو= مو با = بالا آب= آب آب با = آب بازی ، حموم بَه = هرچیز خوردنی دووو= دوغ دو - دو - ده = یک - دو - سه اینا = اینجا می = بده به من عم = عمه و عمو هاپو= سگ (صدای سگ رو هم بلده وقتی میگی هاپو چی می گه میگه هاپ هاپ) لالا = لالا ( لالایی هم بلده وقتی میگیم لالایی بخوون چند بار آهنگین میگه لالا لالا لالا) لاللا = یاالله ( دستشو دراز میکنه و میگه لاللا) الا= یا علی وقتی میخواد بلند شه اللا اللا = الله اکبر یا صلوات ( وقتی صدای اذان میاد یا صدا...
21 ارديبهشت 1392